تبليغاتX
ذاکرالحسین

ایام شادی فرا رسید و ..............

نظر به آثاری كه از رحمت خدای – جَلَّت آلاُئهُ – در این ماه به ظهور رسیده و از ذخائر بركات حق تعالی و انوار جمال خداوند منان بر زمین فرود آمده است ، این ماه مانند نامش بهار ماههای دوازده گانه است ؛ چه ولادت رسول خدا (ص) در این ماه اتفاق افتاده و جای آن دارد كه دعوا كنیم از زمانی كه زمین آفریده شده چنین رحمتی بر زمین نازل نگشته و حقَّا كه عظمت این رحمت بر سایر رحماتی كه بر زمین رسیده برابر با عظمت شرافت رسول خدا (ص) بر سایر آفریدگان می باشد و همچنان كه خود آن بزرگوار داناترین و با شرافت ترین خلق خدا و آقای آنها و نزدیك ترین آنها به خدا و مطیع ترین آنها نسبت به حق و محبوبترین از همه خلق در نزد حق می باشد همچنان این روز را بر سایر ایام سال شرف است و گوئی كه آن روز ، روزی است كه بنای تمام ترین هدایتها و عظیم ترین كرامتها و شامل ترین رحمتها و شریف ترین بركتها و فروزان ترین نورها و نهفته ترین رازها و رمزها در این روز نهاده شده است.

پس مسلمانی كه به شرف رسول خدا (ص) تصدیق دارد و در معامله مولای خویش مراقبت دارد بایستی كه شرف این روز در پیش او به قدری عظیم باشد كه وصف واصفی به آن نرسد و فضل این روز در نزد او به حدی كثیر باشد كه كسی را توان اندازه گرفتن آن نباشد و فرض چنین فضیلتی برای سایر اوقات ننماید ؛ زیرا اصل سایر فضایل و شرافات در چنین روز برای این امت حاصل آمده است و تمام بركات نبوت و امامت و كتاب و شریعت به وجو رسول الله (ص) ظاهر و در این روز مبارك هویدا و باهر گردیده است .

پس چون این امر به صریح حكم عقل ثابت و از طریق نقل نیز واضح كشت ؛ پس بر هر مسلم مراقبی لازم است كه با تمام كوشش خود در شكر این نعمت عظیم مجاهدت كند و برای بسط این رحمت واسعه سعی و جهد نماید و آن را بزرگترین « عید » خود بشناسد و در آن روز به وسایل كافیه و قربات وافیه به خدای جَل َّ جلالُهُ تقرب بجوید و به توسلات شافیه به آستان رسول خدا (ص) توسل نماید.

و از جمله مراقبت به عمل این روز عظیم ، آن است كه به مساعی جلیله و به قربات فاخره جمیله تمام ماه را تعظیم كند و به آنچه مناسب معرفت او به مقدار منت خدای جل جلاله ( از جهت این نعمت حاضره فاخره ) بر او است با پروردگار خویش مناجات نماید.

و بدان كه تو هرچند به اندازه عبادت جهانیان خدای را پرستش كنی و به مقدار خلوص پیغمبران به درگاه باری تعالی اخلاص نشان دهی هنوز ادای حق شكر این نعمت را ننموده ای و این نه از آن جهت است كه این اعمال خود نیز از نعمات او و شكر جداگانه ای را ایجاب می كند بلكه از جهت عظمت این نعمت است كه كردار و اعمال تمام بندگان قاصر از شكرانه آن است ؛ پس به حكم عقل ( پس از علم به اینكه از اجرای آن قصور داری و در كردار خود ناتوانی ) بر توست كه به قدر مقدور و به حد میسور از جد و جهد كوتاهی نكنی و به حكم فضل تو را كافی است كه سپاسگزاری و شكرانه ات كمتر از حد طاقت و توان تو نباشد ( در صورتی كه این شكر خالصاً لِوَجهِهِ الكریم باشد ) ؛ چه خدای منان كمی را كه از روی خلوص باشد می پذیرد و آن را پاداش بسیار می دهد.

لكن امر مهم آن است كه تو از آنچه از حق این هنگام جلیل بر دل و قلب تو واجب است غفلت ننمائی و شرم قصور و آزرم تقصیر از حال تو نمایان باشد و عملی به جای آری كه تو را از حد غفلت و تباهكاری بیرون كند و در اظهار صدق و اخلاصی كه مخلوط به حجب و حیا باشد مبالغه نمایی و قدر این روز به قدر عظمت واقعی آن در پیش نفس تو با عظمت باشد هرچنذ كه در ادای حق شكر حقیقی آن خود را قاصر یا مقصر دانی.

و بِالجمله ، آنچه بر ینده پرستنده بذل نهایت طاقت در آن واجب است آنكه پرستش ( با معرفت و ذكر و شكر و سایر عبادات او ) پرستش قلب باشد ولی در عبادت بدنی آنچه در شرع مرغوب و مطلوب است آنكه در آن میانه روی داشته و كوشش خارج از حدود طاقت و توان را به كار نبرد.

اما تنطیف قلب و پاك ساختن دل به معرفت و به آنچه از صفات كریمه لازمه آن است همانا مرغوب و مطلوب در آن ممارست و بر دوام بودن در آن حالات است تا حدی كه وسع و طاقت باشد تا حال او به جایی رسد كه امام صادق (ع) در حق عارف فرمود : « لو سهی قلبه عن الله طرفه عین لمات شوقاً الیه »

و چون پرده های اوهام از برابر قلب او منكشف و حجابهای ظلمانی از برابر دیده بصیرت او مرتفع گردد و نور تابان پرجنبشی بر او بتابد غفلت و سهوی در او ممكن نشود و احوال قلب وی به تجلیات مخصوص صفات جمالیه و جلالیه منقلب گردد و خداوند جَلّ جَلالُهُ ریاضت قلب او را به « بیم و امید » از این راه خود متصدی و مباشر شود تا او را در نشیمن صدق در جوار خود قرار دهد و در فردوس اعلی و جنت نور با پیغمبران و شهدا و صدیقین ساكن گرداند ( و حَسُنَ اُولئِكَ رَفیقاً) .

 

منبع : كتاب شریف المراقبات

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در شنبه هشتم بهمن 1390 و ساعت |
               ای سر بریده ................. حسین ع جان


بمناسبت دهه آخر صفر حسینیه فاطمیه س بهمن آبادیها برگزار میکند:

شروع سخنرانی :۲۰ شب

ذکر مصیبت و سینه زنی : ۲۱ شب

بانوای کربلایی حسن ذاکری

مراسم تا شام  شهادت امام رضا ع برقرار میباشد

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 و ساعت |

روز رسیدن کاروان اهل بیت ( علیه السلام ) به مدینه روز جمعه بود .

حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به یاد روزهای شیرینی افتاد که با برادرش حسین بود

 و گویا همه آن روزها بی اختیار در ذهنش تداعی می شد و ایشان را دگرگون تر

می کرد ، به گونه ای که با سینه ای سوزان و پر درد فرمودند : آه از جدایی و دوری !

ای کاش مرگ به سراغم می آمد ! زندگی برایم بدون حسین بی معناست .

سپس خطاب به شهر مدینه فرمودند : ای مدینه جدم : چه شد آن روزی که با خوشحالی

و شادمانی با عزیزانمان از تو بیرون آمدیم ولی امروز با اندوه و گرفتاری و حوادث

ناگوار به سوی تو برگشتیم ، در حالی که مردانمان کشته شدند و جمعمان

پراکنده شده است .

حضرت زینب ( سلام الله علیها ) رو به سوی کربلا کردند و فرمودند : برادرم حسین

ای نور دیده ام شهادتت ما را غرق ماتم و اندوه کرد ، ای کاش قبل از این با دنیا

وداع کرده بودم .

امام سجاد ( علیه السلام ) پس از استقرار در خارج از مدینه بشیر را که در میان

کاروان حضور داشت نزد خود طلبید و از او خواست نزد اهالی مدینه رود و آن ها را

از مکان استقرار اهل بیت و شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و مصائب اهل بیتش

مطلع کند و برایشان مرثیه بخواند .

بشیر پس از شنیدن سخنان امام سجاد ( علیه السلام ) به مسجد مدینه کنار قبر پیامبر رفت

و با صدای بلند گریست و گفت :

هان ای مردم مدینه : چگونه می توانید در این شهر اقامت کنید در حالی که

حسین ( علیه السلام ) کشته شده است و این اشک های من است که بر مصیبت او روان است .

آه پیکر مقدس به خاک و خون آغشته او را در کربلا گذاشتند و سرش را بر نیزه شهر

به شهر گردانیدند .

بشیر در شهر می گشت و خبر ورود اهل بیت ( علیهم السلام ) در خارج از مدینه را به

مردم می داد و می گفت : اینک امام سجاد ( علیه السلام ) و سایر بازماندگان قافله کربلا

در بیرون مدینه اقامت دارند .

اهالی مدینه پس از اطلاع از شهادت امام حسین ( علیه السلام ) و هتک حرمت اهل بیتش

دگرگون شدند و ناباورانه اشک ریختند و بر سر و صورت خود زدند و زنان از شدت

حزن و اندوه گریبان چاک زدند و موهای خود را پریشان کردند . مردم در رفتن به بیرون

از مدینه بر یکدیگر سبقت می گرفتند به طوری که بشیر می گوید : از شدت ازدحام اسبم

را رها کردم و سراسیمه خود را به بیرون مدینه نزد خیام آل محمد

( صلی الله علیه و آله وسلم )

رساندم و با مشقت و زحمت توانستم جایی را باز کنم و در مقابل خیمه امام سجاد ( علیه السلام )

بایستم . صدای شیون و ناله مردم فضا را پر کرده بود .

جای جای مدینه پس از ورود اهل بیت ( علیه السلام ) رنگ مصیبت به خود گرفت و مردم

غرق ماتم و عزا شدند و آن روز بی قراری در مدینه موج می زد و همچون دریایی

طوفانی بود که لحظه ای آرام و قرار نداشت ، همه مردم اشک می ریختند و ناله می کردند

و غریبانه مولایشان را می خواندند فضای مدینه آکنده از آه و ناله شده بود و گوئی مصیبت

رحلت رسول خدا دوباره اتفاق افتاده بود .

وقتی حضرت زینب ( سلام الله علیه ) وارد مدینه شدند ، ام البنین شتابان نزد حضرت

زینب ( سلام الله علیه ) آمدند و جویای حال فرزندشان شدند زینب ( سلام الله علیها ) به

ایشان فرمود : همه آنها در سرزمین کربلا کشته شدند .

ام البنین از صمیم قلب فرمود : روح همه آنها فدای حسین ، سپس از حضرت پرسید :

فرزندم حسین کجاست ؟

حضرت فرمودند : او را با لبانی تشنه کشتند .

ام البنین محکم با دست بر سرش زد و شروع به گریستن کرد و ندای واحسیناه سر داد .

حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به ام البنین فرمودند : زره فرزندت عباس را برایت

یادگاری آورده ام . و ام البنین هنگام دیدن زره خونین فرزندش عباس بیهوش بر

 روی زمین افتاد .

اهالی مدینه برای دلجویی از اهل بیت در نقاط مختلف مدینه به مدت پانزده روز

مجالس عزا برای امام حسین ( علیه السلام ) بر پا کردند و شلوغ ترین مجالس

مجلس امام سجاد و حضرت زینب ( علیهم السلام ) و رباب و ام البنین بود که جمع زیادی

از مردم در آن حاضر می شدند . التماس دعا ذاکری

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 و ساعت |
مقاله و تحقیق کامل ویژه اربعین حسینی   همه چیز درباره اربعین

آری اربعین نزدیک است

هنوز هم صدای ناله های زینب س کبری بگوش می رسد

آه .......

آه بر آن زمانی که چشم باز کرد و خود را بعد از گذشت چهل روز

مقابل قبر برادر دید

تمام اتفاقاتی که در نینوا رخ دادبود مقابل دیدگانش نمایان شد

آهی کشید .........

دیگر یارو یاوری نمانده بود ........

تمام گلستانش پرپر شده است.......

برادرم بلند شو خواهرت از راه دور آمده..........



التماس دعا . ذاکرالحسین ع

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در دوشنبه نوزدهم دی 1390 و ساعت |

اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد

چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است
قطار عمر که در انتظار مي گذرد

به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد
خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد

کسي که آمدني بود و هست، مي آيد
بدين اميد، زمستان، بهار، مي گذرد

نشسته ايم به راهي که از بهشت اميد
نسيم رحمت پروردگار مي گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه مي ميرم
دو باره زيستنم زين قرار مي گذرد

همان حکايت خضر است و چشمه ظلمات
شبي که از بَرِ شب زنده دار مي گذرد

شبت هميشه شب قدر باد و، روزت خوش
که با تو روز من و روزگار مي گذرد

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 و ساعت |

یارا نشانه‌ات را از هر کجا گرفتم

گاهی ز کعبه گاه از سعی و صفا گرفتم

در های و هوی وصلت هردونشانه‌ها را

گاه از غریبه و گاه از آشنا گرفتم

دنبال عطر سیبت از هر طرف روانه

گاهی چنین پیام از باد صبا گرفتم

روز ازل که عهدی دیرینه بستم ای یار

عشق تو را چه زیبا من از خدا گرفتم

چون فطرسی ز هجران محزون و پرشکسته

عزم سفر به سویت ای دلربا گرفتم

جبریل کو که آید بر بال او نشینم

شوق حسین دارم جام ولا گرفتم

سر نه که قلب خود بر گهواره‌ات بسایم

ای خستگان ببینید دیگر شفا گرفتم

حبل المتین من شد زلفی که باد خم کرد

سر رشته محبت از مقتدا گرفتم

عشق علی به قلبم سرمایه الست است

عشق تو عالم (ذر) از مرتضی گرفتم

وقتی که بارش اشک از ابر وصل بارید

آقا بگو برات کرببلا گرفتم

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در سه شنبه سیزدهم دی 1390 و ساعت |

عاشورا و انسانیت

یکی از ماندگارترین پیام های عاشورا که برای تمام بشریت در طول تاریخ،چه مسلمان و چه

غیرمسلمان،آموزنده و زندگی سازاست،این جمله امام(ع) است که فرمودند: «اگر دین ندارید،

لااقل آزاده باشید.» امام(ع) در این جمله به این نکته اشاره می کند که انسانیت یک ملاک

بسیار ارزشمند است که جدای از هر دین و مسلک که انسان ها از آن پیروی می کنند و مؤمن

به خداوند که یا کافر هستند، یک گوهر درونی در وجود تمام آنهاست که به نام انسانیت که اگر

هر فرد به آن مراجعه کند، می تواند راه درست و حقیقت را پیدا کند و حق و ناحق را به

واسطه همین گوهر درونی تا حدود زیادی تشخیص دهد.

در جای دیگرایشان فرمودند: «دین لغلغه دهان شما نباشد.» یعنی به مسایل دین به صورت

ظاهری نگاه نکنید بلکه تلاش کنید تا آن را در زندگی خود متبلور و متجلی کنید. نمود حضور دین

در زندگی ایشان،بزرگی روح، عزت و کرامت انسانی، به اسارت نگرفتن روح انسان در دام

خواهش ها و وسوسه ها و تسلیم نشدن در برابر آنچه انسانیت و روح انسانی را ذلیل می

کند، خواهد بود. به همین دلیل است که امام(ع) می فرماید: «مرگ در مسیر عزت،حیات

جاودان است.»

عاشورا و آزادگی

بحث بسیار مهم دیگری که از پیام های بزرگ پدیده عاشورا است، بحث آزادی افراد در انتخاب

و تصمیم گیری است. آنجا که امام(ع) در شب عاشورا تمام یارانش را جمع کرد و به ایشان

فرمود: «من تکلیف دارم و این دشمنان با من سروکار دارند و اگر شما هم بمانید،کشته

خواهید شد. هیچ تکلیفی بر شما نیست» و چراغ ها را خاموش می کند و می فرماید: «هر

کس که می خواهد از همین راه که آمده است، بازگردد.» آیا شما آزادی عمل و اختیاری بیش

از این در طول تاریخ سراغ دارید؟ وقتی که امام(ع) می فرماید: «من بیعت خودم را از شما

برمی دارم.» یعنی از آنچه که خود ایشان صاحب حق و اختیار است هم کوتاه می آید و از حق

خودش نیز می گذرد. فقط به این دلیل که به اصل آزادمنشی و آزادی در تصمیم گیری و تفکر

افراد احترام می گذارد. امام(ع) با این کار قصد داشت فقط افرادی را در کنار خود نگه دارد که

به اهمیت موضوع و باطن اعمال ایشان آگاهی داشتند و نه از روی جهل و یا اجبار در کنارامام

(ع) مانده بودند. به همین دلیل فرمودند: «آن تعداد معدود افرادی که با من هستند، باید از آگاه

ترین انسان ها باشند.» افرادی که عقیده کامل داشتند که امام(ع) برای رضای خداوند و

اجرای تصمیم الهی دست به این کار زده است نه از روی قدرت طلبی و حرص دنیوی.
عاشورا وشفا بخشی
ویکتور فرانکل در کتاب خود به نام «انسان در جستجوی معنا» به این نکته اشاره دارد که تمام

زندگی انسان ها دارای معنا و مفهوم است. انسان باید این معانی را دریابد،بیاموزد و از آنها در

جهت رسیدن به پیشرفت و تعالی بهره مند شود. وقتی ما در زندگی انسان های بزرگی

همچون امام حسین(ع) فکر کنیم و با آن ارتباط معنایی پیدا کنیم، دیگر صورت ظاهر را رها

خواهیم کرد و به آنجایی می رسیم که می توانیم ذره ای از این عظمت و شکوه را دریابیم و

روح خویش را به سطوح بزرگ تر ارتقا دهیم. وقتی که شما تصمیم می گیرید با استفاده از

آموزه های زندگی این بزرگان به سمت خداوند نزدیک شوید و در جهت این تصمیم گیری تلاش
می کنید، به طور قطع عنایات الهی شامل حال شما خواهد شد و شما در تمام امور زندگی

خود آثار آن را احساس خواهید کرد.

همان طور که در طول تاریخ پیامبران و اولیای الهی از حضرت آدم(ع) تا دیگر پیامبران معجزات

بی شماری را به مردم نشان داده اند،شکی نیست که با برقراری یک ارتباط معنوی قوی با

روح بزرگوار امامان(ع) می توان آثار عظیم آن را در زندگی فردی شخصی مشاهده کرد.

بسیاری افراد که پیرو ادیان دیگر هستند،وجود دارند که ارادت خاصی نسبت به امام حسین

(ع)،حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر شهدای واقعه عاشورا دارند،چرا که توانسته اند این ارتباط

معنوی را ایجاد کنند، برقراری این گونه ارتباطات نیازمند مسلمان بودن نیست چون امام

حسین(ع) محدود به مسلمانان و شیعیان نیست و این همان روح بلند امام(ع) و شهدای

واقعه عاشورا است که در تمام تاریخ و انسان ها سایه گسترده است و هر انسانی با توجه به

میزان تلاش و ارادت خود می تواند از آن بهره مند شود.

و از خداوند میخواهم که انسانهای بخیل را هم مورد عنایت قرار دهد. مهدی اسد بیگی
+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در دوشنبه دوازدهم دی 1390 و ساعت |

 ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع)

ونهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء

(محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا

 129 ق واقع شد.

شخصيت اخلاقي:

 او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و

 بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان

 بيكران خويش تربيت مي فرمود.

سخنان برگزيده

* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.

* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ

بِالدُّمُوعِ؛
ا
مام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

* امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

 كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

 * امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

 كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

 در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ

مِمّايَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را

ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج
كنى.

* امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ

الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان

رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در یکشنبه یازدهم دی 1390 و ساعت |
یا سیدالشهداع

http://www.axgig.com/images/89783386459028751738.jpg

بمناسبت شهادت حضرت رقیه س مسجد چهارده معصوم ع برگزار میکند:

مکان : میدان امام حسین ع - خ17 شهریور شمالی نرسیده به سه راه خیام

زمان : از 90/10/9 لغایت 90/10/19 --- ساعت : 19 

بانوای : حاج حبیب ا.... ذاکری

+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در جمعه نهم دی 1390 و ساعت |

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

التماس دعا.....
+ نوشته شده توسط مسافران کربلا در پنجشنبه هشتم دی 1390 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM