ایام شادی فرا رسید و ..............
نظر به آثاری كه از رحمت خدای – جَلَّت آلاُئهُ – در این ماه به ظهور رسیده و از ذخائر بركات حق تعالی و انوار جمال خداوند منان بر زمین فرود آمده است ، این ماه مانند نامش بهار ماههای دوازده گانه است ؛ چه ولادت رسول خدا (ص) در این ماه اتفاق افتاده و جای آن دارد كه دعوا كنیم از زمانی كه زمین آفریده شده چنین رحمتی بر زمین نازل نگشته و حقَّا كه عظمت این رحمت بر سایر رحماتی كه بر زمین رسیده برابر با عظمت شرافت رسول خدا (ص) بر سایر آفریدگان می باشد و همچنان كه خود آن بزرگوار داناترین و با شرافت ترین خلق خدا و آقای آنها و نزدیك ترین آنها به خدا و مطیع ترین آنها نسبت به حق و محبوبترین از همه خلق در نزد حق می باشد همچنان این روز را بر سایر ایام سال شرف است و گوئی كه آن روز ، روزی است كه بنای تمام ترین هدایتها و عظیم ترین كرامتها و شامل ترین رحمتها و شریف ترین بركتها و فروزان ترین نورها و نهفته ترین رازها و رمزها در این روز نهاده شده است.
پس مسلمانی كه به شرف رسول خدا (ص) تصدیق دارد و در معامله مولای خویش مراقبت دارد بایستی كه شرف این روز در پیش او به قدری عظیم باشد كه وصف واصفی به آن نرسد و فضل این روز در نزد او به حدی كثیر باشد كه كسی را توان اندازه گرفتن آن نباشد و فرض چنین فضیلتی برای سایر اوقات ننماید ؛ زیرا اصل سایر فضایل و شرافات در چنین روز برای این امت حاصل آمده است و تمام بركات نبوت و امامت و كتاب و شریعت به وجو رسول الله (ص) ظاهر و در این روز مبارك هویدا و باهر گردیده است .
پس چون این امر به صریح حكم عقل ثابت و از طریق نقل نیز واضح كشت ؛ پس بر هر مسلم مراقبی لازم است كه با تمام كوشش خود در شكر این نعمت عظیم مجاهدت كند و برای بسط این رحمت واسعه سعی و جهد نماید و آن را بزرگترین « عید » خود بشناسد و در آن روز به وسایل كافیه و قربات وافیه به خدای جَل َّ جلالُهُ تقرب بجوید و به توسلات شافیه به آستان رسول خدا (ص) توسل نماید.
و از جمله مراقبت به عمل این روز عظیم ، آن است كه به مساعی جلیله و به قربات فاخره جمیله تمام ماه را تعظیم كند و به آنچه مناسب معرفت او به مقدار منت خدای جل جلاله ( از جهت این نعمت حاضره فاخره ) بر او است با پروردگار خویش مناجات نماید.
و بدان كه تو هرچند به اندازه عبادت جهانیان خدای را پرستش كنی و به مقدار خلوص پیغمبران به درگاه باری تعالی اخلاص نشان دهی هنوز ادای حق شكر این نعمت را ننموده ای و این نه از آن جهت است كه این اعمال خود نیز از نعمات او و شكر جداگانه ای را ایجاب می كند بلكه از جهت عظمت این نعمت است كه كردار و اعمال تمام بندگان قاصر از شكرانه آن است ؛ پس به حكم عقل ( پس از علم به اینكه از اجرای آن قصور داری و در كردار خود ناتوانی ) بر توست كه به قدر مقدور و به حد میسور از جد و جهد كوتاهی نكنی و به حكم فضل تو را كافی است كه سپاسگزاری و شكرانه ات كمتر از حد طاقت و توان تو نباشد ( در صورتی كه این شكر خالصاً لِوَجهِهِ الكریم باشد ) ؛ چه خدای منان كمی را كه از روی خلوص باشد می پذیرد و آن را پاداش بسیار می دهد.
لكن امر مهم آن است كه تو از آنچه از حق این هنگام جلیل بر دل و قلب تو واجب است غفلت ننمائی و شرم قصور و آزرم تقصیر از حال تو نمایان باشد و عملی به جای آری كه تو را از حد غفلت و تباهكاری بیرون كند و در اظهار صدق و اخلاصی كه مخلوط به حجب و حیا باشد مبالغه نمایی و قدر این روز به قدر عظمت واقعی آن در پیش نفس تو با عظمت باشد هرچنذ كه در ادای حق شكر حقیقی آن خود را قاصر یا مقصر دانی.
و بِالجمله ، آنچه بر ینده پرستنده بذل نهایت طاقت در آن واجب است آنكه پرستش ( با معرفت و ذكر و شكر و سایر عبادات او ) پرستش قلب باشد ولی در عبادت بدنی آنچه در شرع مرغوب و مطلوب است آنكه در آن میانه روی داشته و كوشش خارج از حدود طاقت و توان را به كار نبرد.
اما تنطیف قلب و پاك ساختن دل به معرفت و به آنچه از صفات كریمه لازمه آن است همانا مرغوب و مطلوب در آن ممارست و بر دوام بودن در آن حالات است تا حدی كه وسع و طاقت باشد تا حال او به جایی رسد كه امام صادق (ع) در حق عارف فرمود : « لو سهی قلبه عن الله طرفه عین لمات شوقاً الیه »
و چون پرده های اوهام از برابر قلب او منكشف و حجابهای ظلمانی از برابر دیده بصیرت او مرتفع گردد و نور تابان پرجنبشی بر او بتابد غفلت و سهوی در او ممكن نشود و احوال قلب وی به تجلیات مخصوص صفات جمالیه و جلالیه منقلب گردد و خداوند جَلّ جَلالُهُ ریاضت قلب او را به « بیم و امید » از این راه خود متصدی و مباشر شود تا او را در نشیمن صدق در جوار خود قرار دهد و در فردوس اعلی و جنت نور با پیغمبران و شهدا و صدیقین ساكن گرداند ( و حَسُنَ اُولئِكَ رَفیقاً) .
منبع : كتاب شریف المراقبات







